×
دانلود رمان مرگ مرا باور کن

دانلود رمان مرگ مرا باور کن به نام ف.شیرشاهی کاربر انجمن نگاه دانلود

-

ژانر: تخیلی، ترسناک، معمایی، جنایی ویراستاران: یاسمین. الف تعداد صفحه: 246 منبع تایپ: سایت نگاه دانلود

متن رمان دانلود رمان مرگ مرا باور کن - ف.شیرشاهی کاربر انجمن نگاه دانلود

دانلود رمان مرگ مرا باور کن

دانلود رمان مرگ مرا باور کن

با نام و یاد خدا و با احترام به همراهان سایت رمان ایران و کاربران همیشگی مان ، امروز با معرفی رمان مرگ مرا باور کن که یک رمان جدید  برای خوانندگان مجازی است که توسط تیم رمان ایران تهیه شده است در خدمت شما بزرگواران هستیم.

رمان مرگ مرا باور کن  با ژانر تخیلی، ترسناک، معمایی، جنایی با امکانات متعددی در سه فرمت مختلف اندروید، آیفون وکامپیوتر برای رفاه حال کاربران عزیز رمان ایران آماده شده است .

تمامی رمان ها، مورد بررسی های موشکافانه دوستان عزیزم در تیم پالایش رمان ایران قرار می گیرد تا رمان ها محتوایی مغایر با قوانین کشور عزیزمان ایران نداشته باشد ، که همینک جهت انتشار مورد تایید قرار گرفت تا ارائه این رمان خدمتی دیگر از جانب گروه رمان ایران به شما باشد.

دوستان ما در بزرگترین سایت دانلود رمان ، بیشتر از آنچه که شما تصور می کنید به کیفیت رمان ها توجه دارند و هر رمانی مورد تایید قرار نمی گیرد.

شما می توانید این رمان در دسته های دانلود رمان تخیلی، دانلود رمان ترسناک، دانلود رمان معمایی و دانلود رمان جنایی دنبال کنید .

خلاصه رمان مرگ مرا باور کن :

جنی‌ دختر جوانی‌ست که سال‌هاست از طعم مهر و محبت پدرانه دور بوده و حال پدرش خواستار دیدار با اوست.

 با بازگشت او به زادگاه‌اش، دنیای تاریکی او را به سمت خود فرامی‌خواند.

«مرگ» حوالی زندگانی دخترک پرسه می‌زند. زمزمه‌ای او را به سمت بی‌راهه‌ها می‌کشاند

و لبخند «مرگ» او را به آغوشش دعوت می‌نماید.

دریاچه‌ای شفابخش که وعده‌ی یک زندگی جاودانه را می‌دهد؛

اما برای او تنها «مرگ» را به دنبال دارد! دریاچه‌ای نقره‌گون که غریبه‌های آشنایی را به سمتش هدایت می‌کند و… 

قسمتی از « مرگ مرا باور کن »:

من چیزهای کمی از مادرم می‌دونم. مادرم تو ایتالیا بزرگ شده و من هم این‌جا به دنیا اومدم؛ ولی این اولین‎‏باره بعد از تولدم به ایتالیا برمی‌گردم. 


وقتی مادرم مریض شد، پدرم تصمیم گرفت من خارج از ایتالیا بزرگ بشم.

مادربزرگم من رو از ایتالیا برد. من با مادربزرگم زندگی می‌کردم تا زمانی که آلزایمر گرفت؛ 

آدم‌ها رو اشتباه می‌گرفت و خاطراتش رو با هم قاتی می‌کرد و در نهایت کارش به بیمارستان کشید

و من به یه مدرسه‌ی شبانه‌روزی رفتم. مادرم خواستگار ایتالیایی داشت؛

اما عاشق پدر انگلیسی من که تو آرتزو ایتالیا به دنیا اومده بود، شد؛

اما مادربزرگ رز نتونست کار پدرم رو تحمل کنه و به آمریکا برگشت. نمی‌دونم چرا؟

و حالا من بعد از سال‌ها دارم به زادگاه‌م برمی‌گردم.

چه امتیازی می دهید؟

5 / 5.00
[ 1 رای ]
اشتراک گذاری مطلب
برچسب ها
مطالب مشابه